راجر لاونستین، در کتابش «بافت: ساختن یک آمریکای سرمایهداری» مینویسد: «آن سالهای طاقت فرسا، علت و محرکی کارکشته برای وی شد تا [بخواهد] خیلی، خیلی، خیلی ثروتمند خواهد شد. وی پیش از اینکه [حتی] پنج سالش گردد بدین قضیه تامل کرده بود و از آن مجال به سپس، بهندرت میشد که به آن تامل مشاوره کسب و کار در مشهد نکند.»
بافت در اوان جوانی به بازار سرمایه عشقمند شد. صبح روز شنبهها (مثل پنج شنبه در کشورهای مسلمان) زمانی بورس دو ساعت گشوده میشد وارن در دفتر کار دلالی اوماها با عموی پدرش، «فرانک بافت» و عموی مادرش، جان باربر، به تحقیق سهامها میپرداخت. وی هر هفته ردیف معاملات هفتهطوماری «بارونز» را مشاوره استارتاپ در مشهد میخواند.
هنگامی از قرائت تمامیی کتابهای کتابمنزلی پدرش خارج از شد، سراغ آحاد کتابهای سرمایهگذاری کتابمنزلی شهر رفت. بهزودی خودش آغاز به بهاگذاری سهامها کرد و کوشید از سر مشق و رابطه ها اعدادی که میروءیت کرد راز در بیاورد.
بافت زمانی یازده سالش شد اولین سهامش را خرید. وی ۱۲۰ دلاری که از فروش نوشابه، بادام زمینی و خبر نامه عده کرده بود را برای این فعالیت بهره برد. وارن روی سهامی که میدانست آیتم عشقی پدرش میباشد سرمایه گذاشت و خواهرش «دوریس» را هم بدین شغل مجاب کرد. هر مورد با آوردهی ۱۱۴٬۷۵ دلار، سه سهم خریدند. به خیال و خاطر واهمه دوریس از ازدست دادن پول، وارن هم ناچار شد سهامش را خیلی زود و با بهره ۵ درصد بفروشد؛ البته تنها مقداری آنگاه آن سهام تا ۲۰۲ دلار بالا رفت، و این چنین بافت در ۱۱ سالگی یکی مهمترین درسهای سرمایهگذاری را عملی خاطر گرفت: طاقت.
بابا وارن در ۱۹۴۲، هنگامی وی ۱۲ ساله بود در انتخابات کنگره رای آورد و بهدنبال آن خانواده را به واشنگتن نقل جای بخشید. وارن بافت در واشنگتن بنگاه دلالی سهام شناخت نمیآشنایی که بتواند با سن کمش مانند اوماها در آن وقت بگذراند و چیز خاطر بگیرد، برای همین به تدریج عشقاش از بازار سهام به سرمایهگذاری کارآفرینانه متمایل شد. در سیزده سالگی عمل تحویل دو خبر نامهی اصلی واشنگتن پست و واشنگتن تایمز را اعمال میاعطا کرد. در متوسطه «وودرو ویلسون» با «دان دنلی» (Don Danly) دوست شد و خیلی زود اورا هم پایین اثر خودش قرار اعطا کرد و دلدادهی پول در آوردن کرد. آن دو اندوختهشان را روی هم گذاشتند و با ۲۵ دلار یک دستگاه پینبال (Pinball) تعمیری خریدند. بافت مالک یکی کافهها را قانع کرد که در قبال نصف منفعت، اذن دهد دستگاه در فروشگاهاش قرار گیرد. پس از روز نخستین فعالیت با اولین دستگاهشان ۴ دلار پول کوچک به دست آوردند. یه خرده بعد از آن دستگاههای بازی که با سکه عمل میکرد را به هفت تا رساندند؛ بافت خیلی زود هر هفته ۵۰ دلار به منزل می برد.
راجر لاونستین، در کتابش «بافت: ساختن یک آمریکای سرمایهداری» مینویسد: «آن سالهای طاقت فرسا، علت و محرکی کارکشته برای وی شد تا [بخواهد] خیلی، خیلی، خیلی ثروتمند خواهد شد. وی پیش از اینکه [حتی] پنج سالش گردد بدین قضیه تامل کرده بود و از آن مجال به سپس، بهندرت میشد که به آن تامل مشاوره کسب و کار در مشهد نکند.»
بافت در اوان جوانی به بازار سرمایه عشقمند شد. صبح روز شنبهها (مثل پنج شنبه در کشورهای مسلمان) زمانی بورس دو ساعت گشوده میشد وارن در دفتر کار دلالی اوماها با عموی پدرش، «فرانک بافت» و عموی مادرش، جان باربر، به تحقیق سهامها میپرداخت. وی هر هفته ردیف معاملات هفتهطوماری «بارونز» را مشاوره استارتاپ در مشهد میخواند.
هنگامی از قرائت تمامیی کتابهای کتابمنزلی پدرش خارج از شد، سراغ آحاد کتابهای سرمایهگذاری کتابمنزلی شهر رفت. بهزودی خودش آغاز به بهاگذاری سهامها کرد و کوشید از سر مشق و رابطه ها اعدادی که میروءیت کرد راز در بیاورد.
بافت زمانی یازده سالش شد اولین سهامش را خرید. وی ۱۲۰ دلاری که از فروش نوشابه، بادام زمینی و خبر نامه عده کرده بود را برای این فعالیت بهره برد. وارن روی سهامی که میدانست آیتم عشقی پدرش میباشد سرمایه گذاشت و خواهرش «دوریس» را هم بدین شغل مجاب کرد. هر مورد با آوردهی ۱۱۴٬۷۵ دلار، سه سهم خریدند. به خیال و خاطر واهمه دوریس از ازدست دادن پول، وارن هم ناچار شد سهامش را خیلی زود و با بهره ۵ درصد بفروشد؛ البته تنها مقداری آنگاه آن سهام تا ۲۰۲ دلار بالا رفت، و این چنین بافت در ۱۱ سالگی یکی مهمترین درسهای سرمایهگذاری را عملی خاطر گرفت: طاقت.
بابا وارن در ۱۹۴۲، هنگامی وی ۱۲ ساله بود در انتخابات کنگره رای آورد و بهدنبال آن خانواده را به واشنگتن نقل جای بخشید. وارن بافت در واشنگتن بنگاه دلالی سهام شناخت نمیآشنایی که بتواند با سن کمش مانند اوماها در آن وقت بگذراند و چیز خاطر بگیرد، برای همین به تدریج عشقاش از بازار سهام به سرمایهگذاری کارآفرینانه متمایل شد. در سیزده سالگی عمل تحویل دو خبر نامهی اصلی واشنگتن پست و واشنگتن تایمز را اعمال میاعطا کرد. در متوسطه «وودرو ویلسون» با «دان دنلی» (Don Danly) دوست شد و خیلی زود اورا هم پایین اثر خودش قرار اعطا کرد و دلدادهی پول در آوردن کرد. آن دو اندوختهشان را روی هم گذاشتند و با ۲۵ دلار یک دستگاه پینبال (Pinball) تعمیری خریدند. بافت مالک یکی کافهها را قانع کرد که در قبال نصف منفعت، اذن دهد دستگاه در فروشگاهاش قرار گیرد. پس از روز نخستین فعالیت با اولین دستگاهشان ۴ دلار پول کوچک به دست آوردند. یه خرده بعد از آن دستگاههای بازی که با سکه عمل میکرد را به هفت تا رساندند؛ بافت خیلی زود هر هفته ۵۰ دلار به منزل می برد.

ارتباط ها مو جود با مشتری را گسترش دهید